|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای افتخار
جلال عبدی، حسن افتخار، محمود محمودی، داود شجاعی زاده، رویا صادقی، مریم صابر، الهام بگلری نشاط، دوره 3، شماره 3 - ( پاییز 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: محیطهای کار فرصتی ماندگار برای مداخلات ارتقاء سلامت فراهم مینمایند. با توجه به افزایش پدیده چاقی در کارمندان، این مطالعه با هدف ارزشیابی تأثیر مداخله سبک زندگی مبتنی بر فناوریهای نوین ارتباطی و نظریه شناختی-اجتماعی بر کنترل وزن کارمندان دولتی شهر همدان در سال 1393 اجرا گردید.
مواد و روشها: این مطالعه مداخلهای از نوع کارآزمایی میدانی است که در سه گروه (مداخله از طریق تلفنهمراه، مداخله از طریق اینترنت و کنترل) در بین 435 کارمند دارای اضافهوزن یا چاقی انجام شد. مداخله آموزشی تحت عنوان «برنامه سبک زندگی» به مدت 6 ماه انجام شد. سپس مشارکتکنندگان به مدت 6 ماه و 9 ماه بعد از مداخله ازنظر وزن و تغییر در سازههای نظریه شناختی-اجتماعی موردبررسی قرار گرفتند. پرسشنامه محققساخته با بهرهگیری از پرسشنامههای دِشمَن و دیوئر که روایی و پایایی آن سنجیده شد، جهت سنجش سازههای نظریه شناختی-اجتماعی بکار برده شد. دادههای جمعآوریشده با استفاده از آزمونهای آنالیز واریانس یکطرفه، آنالیز واریانس دوطرفه و رگرسیون خطی از طریق SPSS 20 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: مداخله سبک زندگی منجر به کاهش وزن به میزان 1/92 کیلوگرم در گروه پیامک و 1/08 کیلوگرم در گروه اینترنت گردید. مداخله در گروه تلفن همراه منجر به افزایش میانگین نمرات مشارکتکنندگان در سازههای خودکارآمدی، محیط، انتظارت پیامد و ارزشهای پیامد گردید. در گروه اینترنت میانگین نمرات سازههای خودمدیریتی و ارزشهای پیامد افزایش یافت.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر مؤثر بودن مداخله مبتنی بر نظریه شناختی-اجتماعی و فناوریهای نوین ارتباطی را اثبات نمود. انجام مطالعه در سایر مشکلات سلامت در محیطهای کار با بهرهگیری از نظریه بکار رفته در این مطالعه توصیه میشود.
نوع مطالعه: مطالعه پژوهشی.
مسعود صیادی، زهرا افتخار صعادی، بهنام مکوندی، فریبا حافظی، دوره 6، شماره 3 - ( پاییز 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان دارای مشکلاتی در کارکردهای اجرایی بهویژه در مفهومسازی، انعطافپذیری ذهنی، آغازگری و طرحپذیری، بازداری و حافظۀ شنیداری هستند. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش شناختی بر ارتقای کارکردهای اجرایی زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان انجام شد.
مواد و روشها: مطالعۀ حاضر نیمهتجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروههای آزمایش و کنترل است. جامعۀ پژوهش زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بوشهر در سال ۱۳۹۶ است. با روش نمونهگیری دردسترس ۴۰ نفر انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه مساوی قرار گرفتند. گروه آزمایش ۱۰ جلسه ۴۵دقیقهای با روش شناختی آموزش دید. گروهها از نظر مفهومسازی، انعطافپذیری ذهنی، آغازگری و طرحپذیری، بازداری و حافظۀ شنیداری در مراحل پیشآزمون و پسآزمون ارزیابی شدند و دادهها با نرمافزار SPSS نسخۀ ۱۹ و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند.
یافتهها:یافتهها نشان داد که بین گروههای آزمایش و کنترل در هر پنج کارکرد اجرایی تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر آموزش شناختی باعث ارتقای معنادار مفهومسازی، انعطافپذیری ذهنی، آغازگری و طرحپذیری، بازداری و حافظۀ شنیداری زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان شد (۰/۰۰۱ > P).
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که آموزش شناختی میتواند میزان مفهومسازی، انعطافپذیری ذهنی، آغازگری و طرحپذیری، بازداری و حافظۀ شنیداری زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان را ارتقا بخشد. بنابراین مشاوران و درمانگران میتوانند از روش آموزش شناختی برای ارتقای کارکردهای اجرایی آنان استفاده کنند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|